خرید بک لینک
دل همان به که گرفتار هوائی باشدسر همان به که نثار کف پائی باشدهجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصالدرد سهلست اگر امید دوائی باشددامن یار به دست آر و ره میکده گیرنشناس اینکه به از میکده جائی باشدهوس خانق

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

تو فقط بیا... قول می دهم طوری در آغوش بگیرمت که حسرت تمام روزهای نیامدنت را بخوری! تو فقط بیا... قول میدهم طوری در آغوش بگیرمت که حتی به خودت هم حسودی ات شود! تو فقط بیا... قول می دهم تمام شهر را برای

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

زندگینامه حضرت زینب (س) / درسی که همسایهی یهودی از حضرت زینب (س) گرفت

زندگینامه حضرت زینب (س) / درسی که همسایهی یهودی از حضرت زینب (س) گرفت

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

❣️ روزی با دوستم از کنار یک دکه روزنامه فروشی رد می شدیم ؛ دوستم روزنامه ای خرید و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد ، اما آن مرد هیچ پاسخی به تشکر او نداد. همان طور که دور می شدیم، به دوستم گفتم:

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

۵ قانون برای داشتن یه زندگی شادتر:
۱. خودتونو دوست داشته باشید
۲. کارای نیک انجام بدید
۳. همیشه مردم رو ببخشید
۴. به هیچ کس آسیب نرسونید
۵. مثبت باشید.

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:57

تو رفته و ای و من هنوز و باورم و نمی شود! غـــم تمام این جهــان برابرم نمی شود هزار بار گفته ام به خود که رفته ای ولی به سادگـــی نبودن تـــو از برم نمی شود چطور می شود تـــو رفته باشـی از کنـــار من؟! که ه

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

شیر هرگز و سر نمی کوبد و به دیوار و حصار و من همان دیوانه ی دیروزم اما بردبار می توانستم فراموشت کنم اما نشد! زندگی یعنی همین؛ جبری، به نام اختیار □ □ مثل تو آیینه ای "من" را نشان من نداد بعد تو من ما

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

دريــا و چشــم های تــــو از يک قبيله و اند تا غرق عاشقی شوم، اين ها وسيله اند لبخند می زنی و جنون رقص می کند ديوانـگان شهـــر برايت "جميله" اند! ايــــن گيسوان توست کـــه دام بلای ماست اين چشم های ت

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

با حرص سرش فریاد زدم و گفتم: مگه دوسش و نداشتی؟ و پس چرا نجنگیدی؟ پس چرا دوست داشتنت اینقدر زود تموم شد؟ با صدایی که غم ازش میبارید گفت: دوست داشتن تموم نمیشه فقط از یجایی به بعد دیگه زیاد نمیشه، خودش نذا

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

فرقی و نمیکند کدام لبهی چاقو تیزتر است یا کدام مایع مشتعلتر زنی که نگاهش را از سوختن کبریت برنمیدارد سوخته است زنی که روی چاقو مکث میکند رگش را بریده است و او که با چمدانش خلوت میکند رفته است...

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

کلافه و ام از دلتنگی و... ولی نباید مستقیم توی چشمهایت زل بزنم و بگویم! باید آرام و یواشکی؛ از پشت هزار اتفاق و هزار خاطره بیایم و بگویم : ای وای... شما اینجایید؟ چه تصادفی! چه سعادتی... اما حیف که این قا

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

نه عزیزم و! به تو فکر نمی کنم "زیبایی" ات مستدام ولی... آبی بود که از سرم گذشت تا نام تو را با خودش ببَِرد! "تنهایی" گاه با اعمال شاقه همراه است: شکستن آینه ای که بارها در آن خندیدیم شکستن گلدان ها شکس

برچسب: نویسنده: کارن بختیاری تاريخ: سه شنبه 4 دی 1397 ساعت: 22:38

صفحه بندی